>> استاد فاطمی نیا-پایان سال تحصیلی-متوسطه2

به مناسبت نیمه شعبان و جشن پایان سال تحصیلی

در محضر آیت‌الله سید عبدالله فاطمی نیا

در واپسین روزهای سال تحصیلی 1396-1395، روز چهارشنبه بیستم اردیبهشت، دانش‌آموزان و همکاران متوسطه دوره دوم که سال تحصیلی را در محضر عالِم عالی‌قدر آیت‌الله سیدعبدالله فاطمی‌نیا رقم زده بودند؛ اینک باردیگر در نمازخانه گرد آمدند تا این سال تحصیلی را بازهم در محضر آیت‌الله با یاد ولی‌عصرعجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف به خدا سپارند.

حاج آقا آمدند و بعد از سلام و تبریک میلاد صاحب‌الزمانعجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، سخنان خویش را با خطبه‌ای از حضرت علیعلیه‌السلام در مورد امام زمانعجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف آغاز کردندکه در نهج‌البلاغه نیامده. در کتاب مروج‌الذهب ، تألیف علی بن حسین مسعودی که کتابی قدیمی است، این خطبه آمده و عجیب است. فقط من یک جمله برایتان می‌آورم؛ در آن خطبه حضرت علیعلیه‌السلام  از امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف یاد می‌کند؛ او نجات دهنده است و شکی در آن نیست، مسئله امام زمان مثل خورشید روشن است و آخرین سفیر الهی در روی زمین امام زمان هستند.

شما دانش‌آموزان برای من عزیز و محترم هستید، اگر امام زمان را دوست دارید باید مواظب فرهنگ امام زمان دوستی باشید، این که فقط یک مجلس بگیریم و یاابن‌الحسن بگوییم یا دعای ندبه  بخوانیم کافی نیست. ما یک امام زمان بیشتر نداریم؛ اما این گرو‌ه‌هایی که امام زمان را مال خودشان می‌دانند و خوشبختانه سواد هم ندارند و من نمی­دانم چه‌طوری در تلویزیون نفوذ کرده‌اند؛ الان روزی چهار مرتبه دعای عهد از شبکه‌های مختلف تلویزیون پخش می‌شود. من با دعای عهد مشکلی ندارم، دعای عهد که بد نیست. آدم اگر امام زمان را دوست داشته باشد، آیا دعایی را که برای او پخش می‌شود را نباید رسیدگی کند که جملاتش چگونه است! بعضاً در بعضی از این جمله‌ها، کلماتی اشتباهی و عوضی آورده شده که قابل تأمل است و امکان پس­ و پیش شدن کلمات در هنگام چاپ زیاد اتفاق می‌افتد. در دعای عهد آمده است: « اللَّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْیَتِهِ» -خدایا پیغمبرت را به ظهور امام زمان خوشحال کن– «وَ ارْحَمِ اسْتِکَانَتَنَا بَعْدَهُ» -به بیچارگی ما پس از او رحم کن- این «او» کیست و این ضمیر به چه کسی برمی‌گردد؟

این بخش از دعا یعنی، خدایا به بیچارگی ما پس از ظهور امام زمان رحم کن. این کاملاً اشتباه است و باید اصلاح شود و این دعایی که روزی چند‌بار از شبکه­ها پخش می‌شود، هیچ‌کس نیست که بگوید آیا نباید به این اشتباه رسیدگی شود؟ البته بعضی می‌گویند که این ضمیر به پیغمبر برمی‌گردد، یعنی این بیچارگی‌هایی که بعد از پیامبر کشیدیم، پس امام زمان زودتر ظهور نمایند تا به بیچارگی‌های ما رحم شود.  بعضی می‌گویند  «مِن بُعدِهِ» است و «مِن َبعدِهِ » اشتباهی است که خوانده می‌شود. به‌هرحال باید به دعای عهد رسیدگی شود. ما که انتقاد می‌کنیم انقلابی هستیم. اگر کسی را دوست داریم باید عیب و ایرادهایش را به او بگوییم که رفع ایراد کند و این نشانه دوستی ما است. امام زمان دوستی، این نیست؛ بلکه منتظرین امام زمان باید آگاه و با سواد و دانا باشند.

در ادامه... حاج آقا داستانی از پدربزرگوارشان نقل کردند: مرحوم پدرم مرد بزرگی بود. ایشان ظاهر نمی‌کرد، ولی بعدها از دوستان ایشان شنیدیم که ایشان تشریف به محضر امام زمان داشتند. ایشان قضیه‌ای را نقل کردند که این قضیه مربوط به حدود هشتاد یا صد سال پیش است و یادگاری از من برای شما... خودتان از این قضیه نتیجه بگیرید. ایشان می‌گفتند که یکی از علما، حدود 80 سال پیش تعریف می‌کرد، در یکی از دهات اطراف تهران، عالمی زندگی می‌کرده که به مردم ده خدمت می‌کرد. حلال و حرام و سوالات دینی را به مردم جواب می‌گفته. این آقا پسری داشت که خیلی هم باسواد نبود. بعد که این روحانی به رحمت خدا رفت، مردم ده جمع می‌شوند و از پسر او می‌خواهند که جای خالی پدرش را پرکند و می‌گویند که ما جای خالی پدر شما را نمی‌توانیم ببینیم و لباس روحانیت بر تن این پسر می‌پوشانند. این پسر که به مقدار کافی درس نخوانده بوده، بدون علم بحث حلال و حرام را می‌گفته و همین‌طوری بدون منبع پاسخ مردم را می‌داده؛ بالاخره چند سالی می‌گذرد و روزی این آقا آماده می‌شود تا لباسش را بپوشد به حضور مردم برود،  جلوی آینه نگاه به صورت خود می‌کند و می‌بیند دو تار موی صورتش سفید شده؛ به خود می‌گوید: دارم پیر می‌شوم. ای انسان که عمری را بدون منبع به مردم پاسخ دادی و به اصطلاح خودت آن‌ها را راهنمایی کردی، به فکر باش که الان یک طرف خلق است و یک طرف خدا، با خود گفت که خدا می‌داند و او ارحم‌الراحمین است. بلند شوم بروم با خلق حسابم را روشن کنم. رفت و به مردم گفت که بدانید که من هر چه تاکنون گفته‌ام از خودم بوده است و بدون علم و آگاهی بوده و به شما دروغ گفته‌ام. مردم هم او را از ده بیرون می‌کنند. دست خالی به سمت تهران می‌آید. در خیابان ناصرخسرو یک ساختمان زیبایی بنام شمس‌العماره هست، سرگردان در همان حوالی می‌رود و مدتی بعد یک آقایی پیش او می‌آید و به وی می‌گوید: همین که توجه کردی خیلی خوب است و توبه کرده‌ای. حال پیش فلان شخص برو و به ایشان بگو فلان کتاب را به شما تدریس کند. این آقای پسر هم  همین کار را می‌کند و به نزد آن شخص می‌رود و آن عالم به او می‌گوید، من وقت تدریس شما را ندارم دوباره او برمی‌گردد. ظهر، همان فرد را می‌بیند و ماجرا را برای وی می‌گوید و آن فرد به این آقا می‌گوید که آن عالم نیم‌ساعت به ظهر وقت خالی دارد، برو به او بگو در این زمان به تو تدریس کند. در یکی از روزها که این آقا به نزد استادش می‌رود، استاد به او می‌گوید که امروز درسی نداریم چون پیش مطالعه نکرده‌ام و نمی‌توانم تدریس کنم. دوباره این شاگرد همان آقا را می‌بیند و آقا از او می‌پرسد چرا سر کلاس نرفته‌ای و شاگردپاسخ می‌دهد: کتاب استاد گم شده و امروز کلاس را تعطیل کرده. این آقا به شاگرد می‌گوید؛ استاد تو خانمی دارد که از علم و درس بدش می‌آید و او کتاب را در فلان اتاق و فلان طاقچه پنهان کرده؛ برو به استادت بگو کتاب آن‌جا است. خلاصه شاگرد به نزد استاد می‌رود و ماجرا را می‌گوید و استاد کتابش را پیدا می‌کند. در این‌جا استاد متعجب شد؛ که چه کسی است که هم از وقت خالی من و هم از احوال زن و کتاب گم‌شده من با خبر است. در ‌جا استاد می‌فهمد که این شخص وجود نازنین امام زمان است ولی به شاگردش چیزی نمی‌گوید و شاگرد هم متوجه این قضیه نمی‌شود. استاد به شاگردش می‌گوید که این‌بار که آن آقا را ملاقات کردی به او بگویید که آیا من هم می‌توانم خدمت ایشان برسم و آیا اجازه می‌دهید که خدمت ایشان بیایم، شاگرد بعداً که آن آقا را می‌بیند پیغام استاد را می‌گوید. وجود نازنین امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف  فرمودند: به استادت بگو، من الان از تو راضی هستم ولی اکنون مصلحت نیست که شما مرا ببینید.

 بنابراین رضایت امام زمان مهم‌تر از دیدن و رؤیت ایشان است. در حاشیه بگویم، می‌بینید که گاهی یک جرقه در زندگی، انسان را متحول می‌کند و این پسر آن مرد روحانی که فوت شده و حالا پسرش در جای پدر بوده با دیدن دو تار موی سفید در صورتش به فکر توبه به درگاه خداوند می‌افتد. گاهی یک ذرۀ نیکی در پیش خداوند و عمل خوبی می‌تواند موجب هدایت و نجات انسان شود.

جمع‌بندی صحبت‌های من این‌که: ای بچه‌های عزیز و دانش‌پژوهان عزیز، آیه‌ای در قرآن است که می‌فرماید: «ای پیغمبر؛ به مردم بگو؛ هر کاری که می‌کنید، بکنید، اما بدانید که خدا و رسول و مؤمنون اعمال شما را می‌بینند»... و مقصود از مؤمنون ائمه اطهار و امامان بزرگوارعلیهم‌السلام هستند. یعنی اعمال ما به نزد امام زمانمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف  می‌رسد.

یادمان باشد که اعمال ما به نزد امام زمان می‌رسد. مواظب زبان‌هایمان باشیم. مواظب خشممان باشیم. استفاده شکننده از موبایل‌هایمان نکنیم. روان‌شناسان در تحقیقات صورت گرفته در آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که هر انسان یک تعدادی اعصاب آینه‌ای دارد. اگر انسان مناظر خشن را ببیند و این چند بار تکرار شود، طوری می‌شود که اگر جلوی او آدم هم بکشند، برایش حالتی معمولی و عادی پیدا می‌کند. پس مواظب باشید از موبایل افسار گسیخته استفاده نکنید، استفاده کنید اما افسار گسیخته نه!!!

متوجه امام زمان باشید. شب نیمه شعبان شب بسیار بزرگی است. عالمانه از امام زمان حاجت بخواهید. مثلاً بگویید که: آقا! صاحب‌الزمان! شما شفاعت کنید که ما عاقبت بخیر شویم.

در انتها حاج آقا فاطمی‌نیا برای همگان دعا فرمودند و گفتند که شما هم مرا دعا کنید تا خداوند فرصتی دهد تألیف کتاب‌هایم را به پایان برسانم.

 

       
       
      حقوق این سایت متعلق به مجتمع فرهنگی روشنگر است
      تهران - شهرک قدس (غرب) - فاز 6 - بلوار ایوانک (غرب یادگار امام) - خیابان گل افشان جنوبی
      تلفن: 42896000 و 17-88082610 - فاکس: 88082619- ایمیل: info@roshangar.sch.ir