>> با کاروان کربلا-متوسطه1


با کاروان کربلا در متوسطه دوره اول

هنوز اول مهر نشده بود. هنوز محرم نشده بود. هنوز بچه‌ها به مدرسه نیامده بودند، در راهروها و سرسراهای مدرسه که قدم می‌زدی خانم‌ مکتوبیان و همکارشان خانم ربانی و ... را می‌دیدی که می‌برند، رنگ می‌کنند، می‌چسبانند و لا‌به‌لای خنده گاهی اشکی‌ هم به گوشه چشمشان می‌‌آمد. از یک‌طرف شادی اول مهر در راه بود و دلشان می‌خواست که با خوش‌حالی در روز اول مهر دانش‌آموزان را استقبال کنند و از سوی دیگر دو مناسبت مهم داشتند. هفته دفاع مقدس و آغاز ماه محرم. برنامه آغازین روز اول مهر که تمام شد، بعد از صبحانه در نمازخانه جمع شده، زیارت عاشورا خواندند. بعد از زیارت وقتی بود که با دانش‌آموزان نشستند تا برای برگزاری مراسم عزاداری سالار شهیدان، برنامه‌ ریزی کنند. قرار شد هر روز  از دهه اول ماه محرم، یک کلاس افتخار خدمت داشته باشد و مراسم را مدیریت کند.  مقتل‌خوانی راهی بود برای معرفت بیشتر و آشنایی با شهدای کربلا که در برنامه روزانه قرار گرفت. در پایان این نشست یکی از دانش‌آموزان با خواندن  شعر«به نام نامی سر» از شاعر آیینی آقای سید حمید رضا برقعی که حال و هوای همه را حسینی کرد. آن روز همه برای ساعت 30 : 9 راهی کلاس درس شدند. تا فردا ساعت هفت صبح.

همه بچه‌ها در حسینیه عطر سیب جمع شدند. خادمین‌الحسین علیه‌السلام از کلاس هشتم الف بودند، همه چیز مهیا بود برای هم‌خوانی زیارت عاشورا و سپس خانم‌ها مدرسی، عرفانیان، کرمی وشیخانی مقتل‌خوانی کردند. داستان یکی دیگر از اصحاب امام عاشقان، عبدالله بن عمیر کلبی، همان جوان رشید و شجاعی که با همسرش ام وهب، شبانه خود را به سپاه امام رساندند و مردانه در رکاب ایشان جنگید ومفتخر شد به دومین شهید کربلا وهمسرش ام وهب... اولین شهیده کربلا.

 روز دیگر با نواخته شدن زنگ، نوبت به کلاس نهم ب رسید. باید مجلس عزا را به بهترین شکل برپا می‌داشتند. صفوف عزاداران را مرتب کردند، کتابچه‌های زیارت عاشورا را بین دوستانشان پخش کردند و دم درگاه ورودی به دوستانشان خوش آمد گفتند. همه با هم زیارت عاشورا خواندند و سرگذشت عمرو بن جناده انصاری را شنیدند، نوجوان یازده ساله‌ای که بعد از شهادت پدرش جناده، با شجاعت در رکاب امام حسین علیه‌السلام جنگید تا به شهادت رسید. مسئولیت مقتل‌ خوانی باخانم‌ها فکری، نوری، امینیان و خدابخش بود که با گفتار زیبا و مستند و تأثیرگذار، مخاطبین را با این شهید بزرگوار آشنا کردند.

روز پنجم مهر مراسم عزاداری در ورزشگاه مجتمع عزاداری با مشارکت دانش‌آموزان متوسطه دوره دوم و اول بود. ساعت هفت همه در حسینیه عطر سیب جمع شدند و زیارت عاشورا خواندند. بعد از صبحانه به کلاس رفتند تا ساعت 30 :12 که با صدای زنگ همه برای صرف غذای نذری به غذاخوری رفتند. بعد از ناهار، دسته‌های سینه‌زنی آماده شد، علم‌داران شروع به گرداندن پرچم‌هایی که نام مبارک حسین علیه‌السلام برآن نقش بسته بود، کردند. یکی خالصانه طبل می‌زد و دیگری سنج می‌نواخت و میان‌داران، صفوف عزاداران را به ورزشگاه هدایت می‌کردند.  نوحه‌خوان هم با همه ارادتش به سالار شهیدان می‌خواند و دانش‌آموزان و معلم‌ها سینه می‌زدند تا بالاخره به ورزشگاه رسیدند. دانش‌آموزان متوسطه دو هم که در آن‌جا حضور داشتند، به نوبت سینه زدند و عزاداری کردند. نوبت مقتل‌خوانی حضرت عباس علیه‌السلام بود. خانم‌ها هدا محلاتی، فاطمه قنادزاده،  فاطمه‌ لاجوردی و حورا رهبر از پایه نهم، اجرای مقتل‌خوانی حضرت را به عهده داشتند، به صحنه آمدند و با مدد از حضرت ابوالفضل علیه‌السلام شروع به مقتل خوانی کردند، همه مبهوت ادب و جانبازی حضرت شده بودند. تعدادی از عزاداران هم به‌ یاد حضرت علی‌اصغرعلیه‌السلام،  با شیرگرم از دوستان‌شان پذیرایی می‌کردند. صفوف نماز جماعت که برپا شد همه هدفشان این بود که اعلام دارند در صف برپاکنندگان نماز هستند و ادامه دهنده راه شهدا می‌مانند.

در روز دهم مهر با صدای زنگ در حسینیه جمع شدند و پس از زیارت عاشورا  دانش‌آموزان پایه هشتم؛ خانم‌ها حورا عابدین، الهام غریب‌ آبادی، سید عاشور و ریحانه تیموری، مقتل بعد از واقعه، شام غریبان را اجرا کردند. بچه‌ها در حال و هوای غریبی بودند، با تمام وجود دریافتند ایستادگی و صبر حضرت زینب سلام‌الله‌علیها و مفهوم اسارت وآوارگی را. بعد از آن دانش‌آموز حمیدی‌زاده هدیه  با ارزشی برای دوستانش اورده بود، هدیه‌ای ارزشمند. آقای دکتر‌حمیدی‌زاده  پرچم گنبد امام حسین علیه السلام را  به پاس خدمتشان در بیمارستا ن خیریه کربلا هدیه گرفته بودند و امروز آن را به مدرسه فرستاده بودند  و بچه‌ها بعد از مراسم از زیر پرچم عبورکردند، آن را بوسیدند و بر دیدگان گذاشتند و تبرک جستند.